تبليغاتX
راه ورسم جبهه از الله کرمها زنده است



این شعر هم برای پیامک روز غدیر سرودم


کمال نعمت حق در غدیره                                گل نرگس به دنیا بی نظیره


ز نسل حیدری از نور زهرا                      ولایت در دل شیعه  امیره



ریشه اش از همین سه حرف می آید: نون، فاء ، قاف...خیلی ساده بود نه؟ اما همه مسئله از همین جا شروع می شود. عربها به کانال ها و راه های مخفی که برای پنهان شدن و فرار کردن از آن استفاده می کنند: می گویند: نَفَقْ. به تونل های مخفی حیوانات هم می گویند: نافقاء. فهمیدید مسئله از کجا شروع می شود؟ از همین پنهان کاری ها و مرموز بودن ها. فکر کنید کسی نفوذ کند و پیش برود، آن وقت موقع خطر و فتنه و آشوب یک راه مخفی برای فرار کردن داشته باشد، برای شانه خالی کردن. دارد خطرناک می شود؟...اصلاً بگذارید از همین جا شروع کنیم: این صفتِ زشت را کمابیش همه مان داریم، اصلاً نفاق در ایمان و عبادت که بیماریِ شایعی ست توی جامعه اسلامی، درجاتی از نفاق توی جانِ همه مان هست اما به بعضی ها که این ویژگی ها درونی شان شده باشد می گویند: منافق...نسخه اوریجینالِ قفل نشکسته قرآنی اش را بخواهید قدری با آن آدم های عجیب و غریب که اوّل انقلاب بهشان می گفتند: "منافق" فرق دارد. فرق دارد که نه، همه شمول تر است. چون نفاق هم درجاتی دارد. قرآن بخوانیم تازه می فهمیم که منافق ها خیلی هم مرّیخی نیستند...همین دور و برمان هم... همین روزها هم...

می آمدند خدمت حضرت رسول و می گفتند: ما شهادت می دهیم تو پیامبرِ خدایی. قالوا نشهد انّک لرسول الله. پشتِ‌سرشان آیه می آمد که دروغ می گویند، حرفشان از روی ایمانِ واقعی نیست. حرف و عملشان، حرف و قلبشان یکی نیست...اینجا برای خوشایندِ تو جملاتی می گویند و برای خوشایند دشمنان تو جملاتی علیه تو...آنقدر دلشان با زبانشان هماهنگ نبود که خدا هم پیامدهای نفاق را توی قلب هایشان باقی گذاشت. فطبع علی قلوبهم فهم لا یفقهون...مرضی که توی دلهایشان بود را خدا زیاد کرد: فزادهم الله مرضاً...اصلاً برای همین هم هست که دیگر قدرتِ تشخیص حق از آنها گرفته می شود.

می دانی رفیق! دردناک تر از همه اینجاست که فکر می کنند دارند راهِ درستی می روند، ‌اعتماد به نفسشان هم زیاد است، وقتی نصیحتشان می کنند که: خراب نکنید، می گویند: داریم درست می کنیم، داریم اصلاح می کنیم. لاتفسدوا... قالوا انّما نحن مصلحون. نصیحتشان می کنند که خب شما هم بیایید و مثل این خلایق ایمان بیاورید. می گویند: این خلایق سفیه هستند و نمی فهمند، ما که می فهمیم چرا...؟...خدا هم می گوید: سفیه خودشان هستند: انّهم هم السّفهاء! به همین راحتی!...قرآن می گوید: انعطاف پذیر نیستند و دلشان مقابل حرف حق تسلیم نمی شود مثل یک چوب خشک: کانّهم خشب مسنّده. قرآن می گوید حقیقتِ حرکتشان، سرگردانی تویِ تاریکی هاست، مشکلشان هم اینجاست که آتشی روشن کرده اند و نمی فهمند دارند توی تاریکی راه می روند،‌ "نار" را عوض "نور" گرفته اند. مثلهم کمثل الذی استوقد نارا...

تشخیصش خیلی هم آسان نیست ولی قرآن نهیب می زند: شما را چه شده که راجع به منافقان دو دسته شده اید؟...مسلمان صدرِ اسلام هم دچارِ شک شده بودند که این آیه ها نازل شد. فما لکم فی المنافقین فئتین و الله ارکسهم بما کسبوا؟؟...وحدتتان را داشته باشید، که آنها میانتان تفرقه نیاندازند...تشخیصش خیلی هم آسان نیست، به خودِ پیامبر هم می گوید: وقتی می بینی شان، ظاهر آراسته شان متعجبت می کند: تعجبک اجسامهم، وقتی حرف می زنند، قدرت و نفوذِ کلامشان، جذبت می کند: تسمع لقولهم...خدا بکشدشان، چقدر گمراهند! قاتلهم الله انّی یؤفکون.

جنگ روانی راه می اندازند، در مواقع حسّاس روحیه عمومی را تضعیف می کنند، جوّ ناامن و ترس و ناامیدی را حاکم می کنند، ماجرای جنگ احد را یادتان هست: الّذین قال لهم النّاس...؟. شایعه می سازند و منتشر می کنند، داستان "افک" سوره نور را یادتان هست؟ حوالی آیه یازده تا هفده...

ریشه اش از همین سه حرف می آید: نون، فاء ، قاف...خیلی ساده بود نه؟ اما همه مسئله از همین جا شروع می شود. آنقدر آمدند و رفتند و مسلمانها از جماعتشان ضربه خوردند که هی تند و تند آیه نازل شد که دستهایشان رو بشود...آخرش هم پیام برِ خدا روزهای آخرِ عمرشان مدام می گفتند: من نگرانِ شما از بابتِ مشرکان نیستم، ترسم برای شما از منافق است که از زبانش علم می ریزد!!!(ولی در دلش کفر و حهل است)، حرفهایی می زند که برای شما دلپذیر است اما کارهایش زشت و ناپسند.(سفینه البحار/ج ٢/۶٠۶)

بسم الله الرحمن الرحیم

اذا جاءک المنافقون قالوا نشهد انّک لرسول الله...قاتلهم الله انّی یؤفکون (منافقون 4- 1)

و من النّاس من یقول امنّآ بالله و بالیوم الاخر و ما هم بمؤمنین ...انّ الله علی کلّ شی قدیر (بقره 20 -9)

فما لکم فی المنافقین فئتین و الله ارکسهم بما کسبوا...(نساء 88)

و لیعلم الذین نافقوا ...الذین قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لکم فاخشوهم...(آل عمران 167،168، 183)

پ.ن

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388;ساعت 15:41;  توسط ثارالله;  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

شنیدن اخبار شیعیان یمن بدجوری قلبم را به درد آورده

عکسی را دیدم که این وهابیون یک جسد را پس از کشتن قطعه قطعه کرده بودند

حقیقتش دلم نیومد آون عکس را اینجا بیاورم اما رذالت را به حد اعلا رسوندند

حدیثی را شنیده بودم مبنی بر اینکه پیش از ظهور پرچمی برافراخته میشود  توسط سید یمانی و این پرچم نجات است گفتم این را پیدا کنم وبرای شما هم بگذارم

چیزی که من پیدا کردم این بود  دوستان مطالب کاملتری پیدا کردند ارائه بدهند انشاالله کار جالبی خواهد شد

البته نظر من این نیست که این جنگ کشتار شیعیان صعده قیام یمانی است اما میتواند علت حرکت باشد


من ميدونيم كه اكثرشماها مشتاقيد كه حضرت مهدي ( روحي وارواح العالمين له الفداء)  را ملاقات كنيد يا اينكه از ياران ايشان باشيد بس بيايد با هم عوامل ظهور و خروج ايشان را بررسي كنيم .
اول بزاريد ببينيم كه فرق بين ظهور و خروج چي هست ؟
ظهور : يعني ظاهر شدن امر ايشان به مردم ، كه اكثر مردم ميدونند كه در اخر زمان شخصي به اسم مهدي مياد كه از نسل حضرت على عليه السلام ميباشدو دولت عدل الهي بر با ميكند كه اين را تمام اديان قبول دارند.
اما خروج : يعني خارج شدن براي جنگ و بربا كردن دولت عدل الهي كه توسط ايشان با يارانشان كه انها يماني و 313 نفر كه از ياران نزديك حضرت هستن و 10000 نفر كه شامل تمام مردمان عالم ميباشند كه به او ايمان مياورند و12000 نفر كه فقط از ايران ميباشند  و 50 تا زن كه از بهترينها هستند .
حالا بيايد براي خروج امام هم ما 5 عامل داريم كه انها را بررسي كنيم و به صورت زير ميباشند :
1: يماني .
2: سفياني .
3:صيحه .
4: قتل نفس زكية .
5: خسف در بيدا . كه نياز به ذكر است بيدا منطقه اي است صحرائى كه در زمان جنگ بين سباه يماني و سفياني خداوند غذب خود را بر سباه سفياني فرود مياورد و انها را خسف ميكند     
بس بيايد اين عوامل را يكي يكي با هم بررسي كنيم .
يماني كسيت ؟
 ما فقط در مورد يماني 1 حديث بيشتر در دوران مدرسة نخونديم وان اينكه ايشان برچم دار حق هستند كه در كتاب غيبة الطوسي نوشته شده ، ولي در كتاب طوسي احاديث زيادي در مورد يماني نوشته شده كه انها را يكي يكي در خدمت شماها قرار ميديم ، ولي اول بيايد ببينيم يماني كيست واز كجا ميايد .
همه ما وقتي كه اسم يماني مياد ميگيم كه يماني بايد از يمن بياد ولي عزيزان اينطوري نيست دليل ان اينكه مكه از تهامه است، و تهامه از يمن. پس محمد و آل محمد (ص) همگى يمانى هستند، پس محمد (ص) يمانى است و على (ع) يمانى است و امام مهدى (ع) يمانى است  كه حتى در كتاب علامة مجلسي در بحار انوار از سخنان اهل البيت نقل از حضرت محمد (ص) از عبدالمطلب : كه خانه كعبه را كعبة اليماني ميخواندند. (بحار انوار، ج 22،ص 51- ح 75).
حالا كه فهميديم يماني از كجاست بيايد ببينيم يماني كي هست ؟
(البته این نظر نگارنده می باشد و حجیت حدیثی یرایش لحاظ نشده )
در روايت از امام باقر (ع) نقل شده است كه : نيست در پرچمها پرچمى هدايت تر از پرچم يمانى، چونكه او شما را به صاحبتان(حضرت مهدي ) دعوت مى كند، و اگر يمانى خارج شد فروختن اسلحه بر مردم و كل مسلمان حرام مى باشد چونكه او مردم را  دعوت ميكند به حق و هدايت و راه راست «كتاب غيبت» مؤلف محمد بن ابراهيم النعمانى، ص 264،
چرا جايز نيست مسلمان از آن سرپيچى كند، و اگر كسى اينكار را انجام دهد از اهل جهنم مى باشد.
به اين معنى مى باشد كه يمانى صاحب ولايت الهى است و از طرف حضرت مهدي فرستاده شده ، چونكه او مردم را به حق و به راه راست هدايت ميكند يعني يماني اشتباه نمى كند كه مردم را به باطل وارد نمى كند يا اينكه آنها را از حق محروم كند يعني ايشان معصوم و منصوص العصمة هستند پس قيد و حدّى براى شخصيت يمانى ونمى باشد پس به اين  نتيجه مى رسيك كه يمانى حجتي از حجج خدا در زمين مى باشد و معصوم ومنصوص العصمة ميباشند كه در اين مورد رواياتي زيادي از اهل البيت نقل شده است كه ميتونيد در كتابهاي مثل غيبت طوسي و نعماني و دار السلام و بسياري از كتابها به اين روايتها دسترسي بيدا كنيد .
حالا كه فهميديم يماني از كجاست و كي هست بيايد ببينيم كه يماني از نسل كي هست كه معصومه كه اينجا بنده وصيت حضرت محمد (ص) را كه قبل از وفاتشان به حضرت علي (ع) كردند را در خدمت شما ميزارم هر جند كه اين وصيت را همه تأييد ميكنند و در كتاب غيبة طوسي و غيبة نعماني وجود دارد .
از ابى عبدالله (ع) از پدرانش از امير مؤمنان(ع) فرمود: پيامبر خدا (ص) فرمود در شبى كه وفات او بود به على (ع) كه يا اباالحسن صحيفه و دواتى حاضر كند. و پيامبر خدا (ص) وصيتش را فرمود تا اينكه منتهى شد به اين جا كه فرمود: يا على پس از من دوازده امام خواهد بود و پس از آنها دوازده مهدى و تو يا على نخستين دوازده امام مى باش تا اينكه فرمود: كه ، اما حسن عسكري (ع)  به فرزندش (م ح م د) از آل محمد (ص) تسليم مى كند و كه اينها دوازده امام مى باشد وبعد از او دوازده مهدى از نسل او خلافت ميكنند كه اولين انها فرزندش كه سه نام دارد، نامى مانند نام من و نام پدرم عبدالله و احمد و نام سوّم مهدى و او نخستين مؤمنان است». (بحار انوار، ج 53، ص 147 – غيبت مؤلف شيخ طوسى، ص 150 – غاىة المرام، ج 2، ص 241).
كه در روايتي نقل از امام صادق عليه السلام كه ميفرمايند : كه پس از ما بعد از قائم دوازده مهدى از فرزندان حسين (ع) مى باشند». (بحار، ج 53، ص 148، برهان ج 3، ص 310، غيبت مؤلف شيخ طوسى)
بس يماني از فرزندان حضرت مهدي عليه السلام ميباشد كه سربيجي از ان ما را به جهنم ميندازد و در اين مورد هم روايات زيادي وجود دارد .
ما همه ميدونيم كه حضرت محمد در اسمان او را احمد صدا ميزدند و اسم اصلي ايشان احمد بوده كه در اينجا به روايتي كه در كتاب غيبت نقل از امام محمد باقر عليه السلام امده ذكر ميكنيم :
قائم دو نام دارد نامي اشكار و نامي بنهان ، اما اشكار محمد و بنهان احمد .
يعني اينجا ما طبق اين روايت دو تا قائم داريم يكي محمد كه حضرت مهدي ميباشد و دوم احمد كه همان يماني و فرستاده امام ميباشد .
امام صادق (ع) فرمودند : كه پس از ما بعد قائم يازده مهدى از فرزندان حسين (ع) مى باشد.(بحار انوار، ج 53، ص 145).  و در اين روايت كه قائم همان مهدى اوّل مى باشد و نه امام مهدى (ع) براى اينكه امام (ع) پس از او دوازده مهدى مى باشد،
حالا بيايم به مشخصات جسماني ايشان بنكريم كه در روايتي از امام محمد باقر عليه السلام ذكر شده است كه :
مهدي اول داراي قرمزى صورت، چشمهاى گود، ابروهاى برجسته و فراخ و پهنى ميان دو شانه، در سرش شوره است و در صورتش اثرى است و سبزه رو كه رحمت خدا بر موسى باد . و از امير مؤمنان (ع) در خبرى طولانى آمده است كه فرمود:« ... اولين آنها از بصره  و آخرين آنها از ابدال مى باشد...». منظور اينكه مهدي اول در بصرة كه منطقه اي است در عراق ظهور بيدا ميكنند (بشارة اسلام، ص 148) . و از صادق (ع) در روايتى طولانى به نام ياران قائم (ع) آمده است: «... و از بصره ..... احمد ....». (بشارة اسلام، ص 181).
و ازامام محمد  باقر (ع) نقل شده است كه : خداى تعالى گنجى در طالقان دارد نه طلا و نه نقره است، دوازده هزار در خراسان شعارشان «أحمد ..أحمد» مى باشد ورهبرى آنها را جوانى از بنى هاشم بر قاطرى سپيد رنگ أست بر سر وى پيشانى بند قرمز رنگ، مانند اينكه به او مى نگرم فرات را مى گذرد و اگر شنيديد بسوى او بشتابيد حتى اگر خيز يخ باشد». (منتخب انوار مضيئه، ص 343)
و در كتاب ملاحم و فتن، مؤلف سيد بن طاووس حسنى ص 27 آمده است:« امير غضب نه از اين نه از آن ولى آنها صدائى مى شنوند نه انسان آنرا گفته و نه جن. كه بيعت كنيد فلانى را به نامش نه از اين نه از آن ولى او خليفه اى يمانى است». و در كتاب ملاحم وفتن،مؤلف سيد بن طاووس حسنى: «نه از اين و نه از آن ولى او خليفه اى يمانى است». و شيخ على كورانى روايت كرده است در كتاب معجم احاديث امام مهدى (ع) ، ج 1، ص 299 كه:« مهدى نيست الا از قريش، و خلافت نيست الا از آنها ولى اصل و نسبى در يمن دارد».
يعني اينكه حضرت مهدي عليه السلام ازدواج كرده و داراي اولاد ميباشد .كه در فرصتهاي اينده انشاءالله در خدمت شما عزيزان خواهيم كذاشت .
حوادث اللهى سه تاست كه به اين ترتيب ميباشد : قيامت كوچك،  رجعت و قيامت بزرگ.
قيامت كوجك كه در زمان فرستاده و خليفة و رسول حضرت مهدي عليه السلام رخ داده است كه اوست  هم بشارت دهنده وهم  بيم دهنده عذاب دردناك كه هر كه مى خواهد بيايد و هر كه نمى خواهد عقب نشينى كند از ركاب امام مهدى عليه السلام كه هر انسانى در گرو اعمال خويش است و هر انسانى براى اعمالش حساب پس مى دهد «الا اصحاب يمين». و اينان از حساب مستثنى مى باشند و آنها مقرّبان هستند و آنها از اصحاب يمانى و سيصد و سيزده نفر از ياران امام مهدى (ع) هستند، بدون حساب وارد بهشت مى شوند، كه خدا فرمود :
(فَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ 88 فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّتُ نَعِيمٍ89)
پس اگر او از مقربان باشد(88) در روح و ريحان و بهشت پر نعمت است(89) (سوره واقعة).
(آنها در باغهاى بهشتند و سؤال مى كنند چه چيزى شما را به دوزخ وارد ساخت مى گوئيم ما از نمازگذاران نبوديم)
در خاتمه ميكم همونطور كه در زمان امام حسين عليه السلام ايشان مسلم ابن عقيل را فرستادند تا اينكه از مردم بيعت بطلبد و امام را ياري كنند اينك در اين زمان حضرت مهدي روحي و ارواح عالمين له الفداء رسول و وصي خود را كه احمد الحسن نام دارد را براي عالمين فرستاده تا اينكه با او براي امامشان بيعت كنند و جزء انصار حضرت مهدي خوانده شوند . ما هميشه در محرم فرياد ميزنيم كه اي كاش در زمان امام حسين او را ياري ميكرديم اكنون فرصت بيدا شده كه به ياري امامتان حضرت مهدي از طريق وصي و رسولشان بشتابيد ان هم با قبول كردن ايشان كه فرستاده حضرت مهدي هستند . بس فكر كنيد آيا واقعا دوست داريد جزء انصار امام باشيد ، در بهشت به روي ياران واقعي اهل البيت باز است بس تا فرصت داريد بشتابيد كه براي بستن در جيزي نمانده .

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388;ساعت 8:26;  توسط ثارالله;  | 

وبلاگ انقلاب فرهنگی1384 سئوالی را مطرح کرده دوستان به آن جواب بدهند


به این آدرس بروید
http://hezbollahi.blogfa.com/post-6.aspx



علت درگذشت علی کردان در گفت و گو با پزشک معالج
کردان به عارضه شیمیایی دچار بوده که این عارضه در وخیم شدن حال ایشان و

ابتلای وی به مشکلات ریوی موثر بوده.وی در عین حال تاکید کرد که تایید نهایی

ابتلای کردان به عارضه شیمیایی در دوران جنگ با مقامات رسمی است.

دکتر هاشمیان -پزشک کردان در بیمارستان مسیح دانشوری -به asriran گفت:

آقای کردان به دلیلی بیماری سرطان خون و مشکلات ریوی

ساعت 18 روز يک شنبه درگذشت.



وی با اشاره به اینکه پزشکان تمام تلاش های خود را برای نجات کردان انجام دادند

 تصریح کرد:چند بیماری همزمان آقای کردان ازجمله سرطان خون و انفلوآنزاوع آ

 باعث شد که تلاش های کادر پزشکی بی نتیجه بماند.



کردان در زمان حیات خویش ، سمت هایی مانند قائم مقامی صدا و سیما ،

قائم مقامی وزارت نفت ، معاونت وزیر کار و وزارت کشور
را عهده دار بود.

علی کردان متولد ساری بود و در زمان فوت 51 سال داشت.

این شعر را در روز استیضاح کردان سرودم و انگیزه ایجاد شعر در من رای گیری برای نماز نخواندن بود
                    شد مقدم کینه توزی بر نماز                             
                            
        
                         

   قصهٌ دیروز مجلس گفتنی ست

                              هرکه با مجلس درافتد رفتنی ست
دولت محمود که بعد از انقلاب

                             بهتر از آنرا ندیده کس به خواب
در خیال خام خود با حقـه ای

                            کیش و هم ماتش نمودند عده ای
هر که را دولت معرفی  نـمـود

                               بارها دادند به او رأی کبود
چند نفرغالب نمودند خود به ما

                            دولـت ما را زدند تیـــر از قـــفا
بیسوادی را نمودند خود وزیر

                             بعد دو ماه ازچه رو آمد به زیر
آنکه گفتید در وزارت غاصبست

                         سالهاست استاد و صاحب منصبست  
گر فلانی صادقست عزلش چرا

                               گر کلک زد بر شما بیچاره ما
رأی تان باطل شده اما چه زود

                             عقل و تدبیر شما چند روزه بود

نفرت و بغض شما از ریشه است

                            رأیتان همراه خورده شیشه است
نقره داغش کرده اید آن یک نفر

                              کن به  دانـشگاه آزاد  یک  نظر
گر فساد آمد برون از خانه ای!

                              می شود تنها مقــصر دانه ای؟
گر که کردان در وزارت غاصب ست

                            سالها استاد و صاحب منصب ست*
داده اند در دست مردم چون تیر

                                این همه مدرک که باشد معتبر
لیک خود گفتید که هست استادشان

                                هم دغل هم بیسواد و بی نشان
گر گرایش بر اصول دارید همه

                                 مصلحت سنجی چرا و واهمه
غول ثروتهای کشور را ببین

                                گر که هستید واقعا ما را امین
آن که مدرکهای پولی می دهـد!

                                ازچه رو در هر قضیه می رهد؟
رأی و پول من بود بر تو حرام

                               گر بترسی از فلان کس یا مرام
وام صد ملیون تومان چند روز قبل

                              برده است اهدافتان روی طبل
کینه در دلها چنان ره کرده باز

                                 شد مقدم کینه توزی بر نماز**
دولت خدمت از این حرف و حدیث

                                 شد خجل از طعنه خصم خبیث
یادم آمد قصه عمرو بن عاص

                                    دورهء حیله گریهای خواص
عده ای با اشعری کردند وفاق

                                 مالک اشتر چه سازد با نفاق
اشعری ها سدّ مالک گشته اند

                              آنچه مالک کشته از هم رشته اند
چون که مالک امر رهبر را شنید

                             حکم مولا بود و بر جانش خرید
هر دو گویند ما مطیع رهبریم

                                در حقیقت ما از او فرمانبریم
آنکه اندر بند شیطان من است

                             ازعذاب روز محشر ایمن است!
عاقبت (طوفان) فرو خواهد نشست

                            لکه ای ماند از این اعمال پست
مکتب رزمندگان با این پیام

                                   کرده افشا راهتان را والسلام

این اشعار بخاطر استیضاح کردان سروده شد

بگواه تاریخ بیشترین استیضاح در طول تاریخ انقلاب دراین مجلس اصولگرا! و از این دولت اصولگرا شد؟

از تمام مسائل که بگذریم رای گیری مثبت اکثریت مجلس برای نخواندن نماز جماعت اول وقت بود!!!!؟؟

 

*ایشان عضو هیئت علمی و استاد دانشگاه آزاد بودند!!
**چون استیضاح کردان تا اذان ظهر طول کشید آقای لاریجانی پیشنهاد رای گیری برای نخواندن نماز دادند
و اکثریت مجلس رای به نخواندن نماز دادند!! و از رسما از فیض نماز جماعت اول وقت محروم شدند شاید هم کاملا..

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388;ساعت 13:30;  توسط ثارالله;  | 


 

جوانی به پیری چو قد خم نمود                                                
                         مرا چهره زین غصه در هم نمود

بر این عمر کوتاه دراز آرزو                                                     
                         به هر لحظه اش عمر من کم نمود

امید بلندم به کوتاه عمر                                                           
                              مرا ملعبه نزد مردم نمود

نویسم اگر زآن همه من کتاب                                                    
                             به دریا نشاید قلم نم نمود

به دیروز گفتم که فردا شود                                                      
                         رخ امروز در قلعه ماتم نمود

و امروز فردای دیروز ماست                                                    
                        فلک قرعه اش بد به نامم نمود

درو کرده ام آنچه خود کشته ام                                                 
                           نباید شکایت ز عالم نمود

ز نیکو سرشتان چرا غافلی                                                     
                          رهایی ز غم دین خاتم نمود

ز (طوفان) نشد حاصلی دیده ایم                                                
                     ز (طوفان) دل  آن   فراهم نمود

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388;ساعت 3:2;  توسط ثارالله;  |